ایجاد حساب کاربری

*

*

*

*

*

*

*

رمز عبور خود را فراموش کرده اید ؟

*

×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 947

شاخص بهای تولیدکننده یا شاخص PPI (Producer Price Index) مانند شاخص بهای مصرف‌کننده (CPI) از جمله شاخص‌های قیمتی است که در بررسی روند سطح قیمت‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد. شاخص بهای تولیدکننده یکی از معیارهایی است که به منظور سنجش عملکرد اقتصادی، از سطح عمومی قیمت‌ها محاسبه و منتشر می‌شود. از این رو، تاثیر قابل‌توجهی بر تصمیم‌گیری صاحبان صنایع، سرمایه‌گذاران و حتی سیاستمداران خواهد داشت. هدف از محاسبه شاخص بهای تولیدکننده، اندازه‌گیری تغییرات قیمت‌هایی است که تولیدکنندگان در ازای فروش کالاها و خدمات خود دریافت می‌کنند. به عبارت دیگر می‌توان عنوان کرد که این شاخص، قیمت کالاها در کارخانه و مبداء تولید را در نظر می‌گیرد. این شاخص به صورت یک شاخص وزنی از قیمت عمده‌فروشی کالاها یا قیمت‌های تولیدکننده محاسبه می‌شود؛ به همین دلیل برخی شاخص بهای تولیدکننده را شاخصی می‌دانند که روندهای قیمتی در بازارهای عمده‌فروشی، صنایع تولیدی و بازار کالاها را منعکس می‌کند. اما اهمیت این شاخص در اقتصاد چیست؟ در ادبیات اقتصادی از این شاخص به عنوان یک شاخص پیش‌نگر (Leading Indicator) یاد می‌شود؛ به این معنی که با بررسی این شاخص می‌توان از سطح تغییر قیمت‌ها در بازار کالا و خدمات مصرفی یا تورم اطلاع کسب کرد. به بیان دیگر، هر افزایش یا کاهش قیمت در شاخص بهای تولیدکننده با یک وقفه زمانی در شاخص بهای مصرف‌کننده نیز مشاهده می‌شود. از این رو از تغییرات شاخص بهای تولیدکننده به عنوان پیشگویی برای تورم عنوان می‌کنند. علاوه بر این، شاخص بهای تولیدکننده روند تغییرات قیمت‌ها را از دیدگاه تولیدکننده و خریدار در بخش‌های مختلف اقتصادی (کشاورزی، صنعت و خدمات) نشان می‌دهد.

در پی جلساتی که در بانک مرکزی آمریکا در هر 45 روز، برای تعیین و مشخص کردن نرخ بهره تشکیل می شود، پیام هایی از سوی بانک مرکزی به بازار سرمایه ارسال می شود. در صورت عدم افزایش نرخ بهره، سرمایه گذاران به دنبال نوع پیغامی خواهند بود که بانک مرکزی امریکا در متن گزارش خود به بازار سرمایه خواهد داد که آیا این پیغام این مضمون را می رساند که بانک مرکزی امریکا در جلسه بعدی خود نرخ بهره را افزایش خواهد داد پیغام( Hawkish)، یا اینکه در جلسه بعدی به دادهای اقتصادی که تا آن موقع منتشر خواهد شد توجه خواهد کرد. (پیغام Dovish)

بنابراین پیغامی که از سوی بانک مرکزی مبنی بر افزایش نرخ بهره صادر می شود پیغام ( Hawkish) و پیغامی که مبنی بر رسیدگی به موردهای اقتصادی منتشر شده در جلسه بعدی می باشد را (پیغام Dovish) می نامند.

اگر برداشت بازار سرمایه از متن گزارش بانک مرکزی امریکا پیغام Hawkish باشد شاهد قویتر شدن شاخص دلار و کاهش قیمت در مواد خام خواهیم بود و برعکس اگر برداشت بازار از متن گزارش بانک مرکزی امریکا پیغام Dovish باشد شاهد ریزش در شاخص دلار و افزایش قیمت در موادخام خواهیم بود.

شاید در اخبارهای اقتصادی و روزنامه ها با دو واژه (bullish و bearish) برخورد کرده باشید و معنا و مفهوم آنها را ندانسته باشید. ما در این مطلب سعی بر آن داشته ایم که تا شما را با مفهوم لغوی و اصطلاح آنها در اقتصاد آشنا نماییم.

بولیش و بریش دو اصطلاحی هستند که در بازارهای معاملات (مانند : بورس ،فارکس ،معاملات سلف و ... ) بسیار کاربرد دارند و نمایانگر دو روند مخالف هم در بازار هستند.

Bullish : از ریشه کلمه bull به معنی گاو نر می‌آید و روند صعودی بازار را نشان می دهد و نشان دهنده ی بازاری است که در آن اعتماد سرمایه گذاران افزایش می یابد و به امید افزایش قیمت در آینده (سود در سرمایه گذاری) به افزایش سرمایه گذاری می پردازند. این بازار عمدتا قدرت خریداران در کنترل بازار را نشان می دهد.

"گاوها" یا به عبارت بهتر گاوهای نر نماد سرمایه گذارانی هستند که معتقدند قیمت سهام با رشد مواجه خواهد شد. گاوها نماد سرمایه گذاران موفق و امیدوار است. در واقع این دسته از سرمایه گذاران ریسک پذیرتر هستند هرچند ممکن است که همیشه موفق عمل نکنند.

Bearish : که از ریشه کلمه bear به معنی خرس است و روند نزولی بازار را نشان می دهد و نشان دهنده ی ترس، بدبینی و بی اعتمادی سرمایه گذاران به روند کنونی بازار است (ضرر در سرمایه گذاری) در این نوع بازار فروشندگان، قدرت و کنترل بازار را در اختیار دارند.

"خرس ها" بر این نکته اعتقاد دارند که ممکن است قیمت سهام با افت مواجه شود. خرس نماد سرمایه گذاران شکست خورده و ناامید است.

معمولا از این دو اصطلاح برای نشان دادن روند بازار (منفی یا مثبت بودن) و تعداد خریداران و فروشندگان حاضر در بازار استفاده می شود.

جالب است بدانید که تندیس دو حیوان گاو نر و خرس در مقابل بورس اوراق بهادار فرانکفورت قرار دارد.

زمانی که شرکت، موسسه یا حتی شخصی وامی را از بانک دریافت می کند، معمولا وام گیرنده نرخ بهره ای را به وام دهنده در ازای میزان پولی که قرض گرفته پرداخت می کند. این بهره و نرخ بهره ها به انواع وام های مختلف تعلق پیدا می کند. اگرچه این وام توسط وام گیرندگان مختلف برای اهداف متفاوتی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما معمولاً سطح نرخ بهره وام های مختلف همراه با هم افزایش یا کاهش می‌یابد.

حال در اینجا مفهوم بهره به میان می آید، بهره در واقع مبلغی است که به ازای مقدار پولی که به عنوان وام و یا قرض دریافت کرده ایم، در سررسیدهای مختلف به وام دهنده پرداخت می کنیم. در کشور ما به دلیل اینکه بانکداری بر اصول اقتصاد اسلامی استوار است، و به دلیل ماهیت حرام بودن بهره در اسلام، چندان به نرخ بهره پرداخته نمی‌شود. بلکه بانک ها با جذب سرمایه افراد و مؤسسات حقوقی منابع مالی موردنیاز خود را جمع‌آوری کرده و آن‌ها را در پروژه‌های بزرگ سرمایه گذاری می‌کنند. وسرمایه گذاران را در سود این سرمایه گذاری شریک می کنند.

تعریف کلی نرخ بهره به این شرح است: نرخ بهره و درصد پاداش پرداختی بر روی پول، برحسب پول در تاریخ معین که معمولاً یکسال بعد از تاریخ معین است، می‌باشد. دوره ای که برای نرخ بهره محاسبه می شود معمولاً برحسب دوره‌ی یک ساله است و هرگاه مدت آن مشخص نشود منظور همان دوره سالانه است. برای وام های مختلف، مثلا وام مسکن، وام سرمایه‌گذاری ثابت و در گردش، قرض های کوتاه مدت و بلند مدت، معمولا نرخ های بهره ی متفاوت و مختلفی وجود دارد.

شاید برایتان جالب باشد که قیمت اصلی سکه طلا را خودتان محاسبه نمایید.

عیار طلای معامله شده در بازارهای جهانی یا اونس 24 و عیار سكه بهار آزادی 21.6 است و با تقسیم عدد 21.6 بر 24 عدد 0،900 به دست می‌آید و پس از ضرب عدد حاصل در وزن انواع سكه یعنی تمام بهار آزادی، نیم و یا ربع بهار آزادی قیمت واقعی آنها به دست می‌آید.

هر اونس برابر با 31.103431 گرم است.

معمولاً بانك مركزی در محاسبه قیمت سكه عددی را نیز تحت عنوان حق ضرب لحاظ می‌كند كه برخی معتقدند حدود 5 هزار تومان است و این رقم را نیز باید به قیمت بدست آمده اضافه كرد.

به عبارت روشن تر فرمول قیمت سكه عبارتست از:

([{قيمت اونس جهانی طلا × نرخ دلار آزاد) ÷ 31،1 ]× 0،900×وزن سكه}+حق ضرب

سكه تمام بهار آزادی(قديمی و امامی): وزن 8.133 گرم- عيار 21.6 (900(

سكه نيم بهار آزادی: وزن 4.0665 گرم – عيار 21.6 (900(

سكه ربع بهار آزادی: وزن 2.03225 گرم- عيار 21.6 (900(

امیدواریم که با مطالعه ی این مطلب بتوانید وزن سکه طلای خود را محاسبه نمایید.

کم و بیش ممکن است نام فدرال رزرو به گوشتان خورده باشد، فدرال رزرو به مناطق مختلف بانکی آمریکا گفته می شود. در واقع مهمترین سیاست گذاری های مالی و پولی امریکا در این نهاد اجرا می شود. بر اساس سیاست گذاری های این نهاد، بسیاری از سرمایه گذاری ها و پیش بینی ها انجام می شود.
فدرال رزرو (Federal Reserve)، یا همان «ذخیرهٔ فدرال»، در واقع بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا است که در سال ۱۹۱۳جهت نظارت بر عملیات بانکی در این کشور تأسیس شد. سیاست های مالی و پولی، تثبیت نهایی قیمت ها، پیگیری اشتغال و بررسی رشد اقتصادی از جمله فعالیت ها و وظایف این نهاد است.
بر اساس قانون ذخیره فدرال، ایالات متحده آمریکا به دوازده منطقه بانکی تقسیم بندی شده است. که کلیه فعالیت های بانکی این مناطق توسط هیئت مدیره ی ذخیره فدرال کنترل می شوند.
سیاست های پولی توسط کمیته ی بازار باز فدرال رزرو تعیین می شوند. این تیم 12 عضو دارد که تعداد 7 عضو آنها برای مدت 14 سال، مستقیما توسط ریاست جمهور ایالات متحده آمریکا تعیین می شوند و هر دو سال در ژانویه، شخصی که دوره اش به پایان رسیده باشد به فرد جایگزین که رئیس جمهور و هیئت سنا آن را تایید کرده باشند جای خود را می دهد.

 

سفته در واقع سندی تجاری است که جهت تعهد بین مردم رد و بدل می شود. سفته در لغت به معنای تعهدی است که در ازای گرفتن چیزی از کسی، به آن شخص داده می شود تا در زمان دیگر یا مکان دیگر پس دهد. البته در جامعه امروزی استفاده از سفته بسیار منسوخ و کم شده است و بیشتر افراد ترجیح می دهند که برای انجام کارهای خود از چک استفاده نمایند، اما در بسیاری از مواقع برای دادن و یا گرفتن تعهد از سفته استفاده می کنیم.

می توان گفت که دلیل استفاده بیشتر از چک به جای سفته ، سهولت در صدور و وصول چک باشد، به این دلیل که با گرفتن دسته چک به راحتی می توان هر مبلغی که مایل باشید ، چک صادر کنید، اما جهت استفاده از سفته، صادر کننده باید برابر با مبلغی که قرار است تعهد بدهد، اوراق سفته را از بانک یا مراکز فروش آن بخرد و روی آنها به تعهد اقدام کند.

طبق ماده 307، سفته یا فته طلب سندی است که به موجب آن امضا کننده تعهد می کند مبلغی در موعد معین و یا هر وقت که حامل یا شخصی که سفته را در اختیار دارد، پولش را طلب کند بپردازد.

به دلیل خطرات نقل و انتقال پول و توسعه یافتن تجارت بین‌المللی، سفته بین بازرگانان رواج یافت. امروزه از سفته به عنوان یک وسیله اعتباری در سرمایه‌گذاری‌های کوتاه مدت در واحدهای تولیدی، صنعتی، تجارتی و خدماتی استفاده می‌شود.

جایگاه سفته در ایران

سفته در ایران تقریبا به عنوان سندی متروک شناخته می شود و اکثریت جهت اطمینان بیشتر و مطالبات خود از چک استفاده می کنند.

یکی از دلایل استفاده نکردن از سفته، این است که برای اجرای ضمانت چک قوانین سنگین تری وضع شده و ضمانت اجرای سفته تقریبا مانند سایر اسناد عادی می باشد.

در نظر داشته باشید که هر برگ سفته سقف خاصی برای تعهدکردن دارد. به عنوان مثال در صورت نوشتن مبلغ 1 میلیون ریال روی سفته، یعنی اینکه آن سفته جهت تعهد، به میزان 100 هزار تومان ارزش و اعتبار دارد.

حال می خواهیم کمی در مورد سفته باز و سفته بازی صحبت کنیم

به راستی سفته باز کیست؟

با توجه به تعاریف منفی که از سفته باز ها صورت گرفته و اینکه در بسیاری از جهات از سفته بازها به عنوان عناصر خطرناک و منفی نام برده می شود، در اینجا می خواهیم منعی دقیق فرد سفته باز را برایتان شرح دهیم.

در واقع سفته باز به شخصی گفته می شود که برای بدست آوردن سود احتمالی بالا دست به ریسک هایی بالاتر از حد متوسط میزند.

در واقع با پذیرش ریسک بالاتر مخصوصا" بر اساس پیش بینی آینده حرکت قیمت امیدوار به سودآوری سریع و زیاد است.

خیلی ازسفته‌بازها به ارزش اصلی سهام توجه کمتری دارند و تمرکز خود را روی تغییرات قیمت یا تحلیل تکنیکی، منعطف می کنند. سفته‌بازی در اصل می‌تواند هر کالای قابل معامله یا روش اقتصادی را در بر بگیرد.

سفته‌بازی (Speculation) یعنی انجام معاملات اقتصادی پرریسک، جهت کسب سود از نوسانات کوتاه مدت یا میان مدت.

سفته‌بازها در بازارها خصوصاً در سهام، اوراق قرضه، قرارداد آتی، ارزها، هنرهای زیبا، کلکسیون‌ها، املاک و مستغلات و مشتقات، وارد می‌شوند. سفته‌بازها بهمراه تاجرانی که جهت جبران ریسک های قبلی، معاملاتی را انجام می دهند، سهام‌بازها (که از موقعیت‌هایی در پی سود هستند، که در آنها ابزار قابل تعویض با قیمت‌هایی متفاوت در قسمت‌های مختلف بازار معامله می‌شوند) وسرمایه‌گذارها (که از مالکیت بلند مدت ویژگی‌های اساسی یک وسیله سود حاصل می‌نمایند) یکی از چهار نقش اصلی بازارهای اقتصادی را ایفا می‌کنند.

کم و بیش همه ی ما با مفهوم عامیانه ی خرده فروشی آشنایی داریم. با بوجود آمدن اولین بازارها، مفهوم خرده فروشی هم شکل پیدا کرد.

هر نوع فروشی که توسط آن، کالا و محصول، به جای فروش به کارخانه ها و مراکز پخش عمده، به دست مصرف کنندگان نهایی داده شود، خرده فروشی نامیده می شود. در واقع خرده فروشی به معنی فروش کالاها به مصرف کننده گان نهایی می باشد. موسسه های خرده فروشی معمولا فروشگاه ها، مغازه ها، مراکز خرید، فروشگاه های مجازی و ... می باشند. که در انتهای زنجیره تامین قرار دارند.

مفهوم خرده فروشی برای اولین بار توسط فردی به نام مک نایر در دانشگاه هاروارد ارائه شد. نگاهی که به واژه خرده فروشی در مفاهیم مک نایر وجود داشت بصورت یک نظریه یا دیدگاه ارائه گردید.

در این مطلب به بخش های مختلف خرده فروشی می پردازیم:

۱-مرحله نخست نفوذ در بازار و پیدا کردن جایگاه مناسب: کسانی که با هزینه های کم و سودهای پایین وارد بازارخرده فروشی شده اند، به علت کم هزینه بودن کالاها و خرده فروشی آنان، به سرعت نظر مشتریان و رقبا به سمتشان جلب شده و این افراد با استفاده از ابتکاراتی که جهت افزایش فروش استفاده می کنند، علی رغم کم هزینه بودن کسب و کارشان سود قابل توجهی دریافت می کنند.

۲- مرحله دوم توسعه دادن: افراد خرده فروش پس از تثبیت در بازار و یافتن مشتریانی ثابت، رفته رفته وارد مرحله توسعه دادن خدمات خود می شوند. این اقدام جهت افزایش فروش و افزودن مشتریان و به نوعی وفادار کردن مشتریان قدیمی آنها می باشد. یکی از راه های افزایش فروش و یافتن مشتریان جدید پایین آوردن قیمت ها می باشد.

۳- سوددهی بیشتر پس از تثبیت در بازار: در این مرحله، افراد خرده فروش در جایگاهی ویژه تثبیت شده اند و با نرخ های ثابت می توانند به سوددهی مطلوبشان دست پیدا کنند. پس از دریافت سودهای دریافتی شان خود به خود کسب و کارشان توسعه یافته و در حاشیه امن سوددهی قرار می گیرند.

۴-ورود سایر رقبای خرده فروش: افزایش هزینه ها و طلب سوددهی بیشتر برای خرده فروش اول موجب می شود با وارد شدن سایر رقبا به بازار کسب و کار خرده فروش اول دچار تزلزل شده و فرصت را برای پا گرفتن سایر رقبا ایجاد می کند.

موارد بیان شده در این مطلب برای آشنایی بیشتر و شناخت خرده فروشی می باشد. بدیهی است که برای شناخت و فهم بیشتر موارد تخصصی بازار سرمایه و اقتصاد، نیاز به شناخت اینگونه موارد پایه نیز می باشد.

تولید ناخالص ملی (Gross National Product) : که با نماد اختصاری(GNP) مشخص می شود، یک متغیر جریان بوده و عبارت است از ارزش ریالی سالانه تمامی کالاها و خدمات نهایی تولید شده به قیمت‌های جاری (بازار) در اقتصاد ملی.

در واقع تولید ناخالص ملی، ارزش مجموع کالاهای تولیدی و خدمات نهایی، که توسط یک نظام اقتصادی در سراسر دنیا و در یک سال معین تولید شده است را بیان می‌کند.

منظور از كالاها و خدمات نهایی كالاها یا خدماتی هستند كه به مصرف كننده نهایی فروخته می شود یا به هر طریق دیگر به دست او می رسد.

به عنوان مثال، اگر کشوری در بخشهای مختلف تولیدی مثل کشاورزی، صنعت و .... ، در هرکدام مبلغ خاصی را به عنوان درآمد کسب نماید، مجموع این مبالغ می شود تولید ناخالص ملی آن کشور.

بر این اساس تولید ناخالص ملی بر اساس ارزش پولی مجموع كالاها و خدمات نهایی تولید شده در داخل یك كشور در یك سال مشخص منهای ارزش پولی کالا و خدمات تولید شده در داخل توسط افرادی که مقیم آن کشور هستند، به اضافه ارزش پولی کالا و خدمات تولید شده توسط شهروندان آن کشور در سایر کشورهای خارجی. بنابراین، اگر شهروندان یک کشور از سرمایه گذاری خود در خارج درآمد بیشتری از آنچه خارجی ها از سرمایه گذاری های خود در آن کشور به دست می آورند، کسب کنند، تولید ناخالص ملی آنها بیشتر از تولید ناخالص داخلی خواهد بود.

تعریف دیگری که در این میان بوجود میاد تولید ناخالص داخلی است و باید بسیار به این نکته توجه شود که این دو مقوله از هم تفکیک داده شود و با هم اشتباه گرفته نشوند.

تولید ناخالص داخلی یا Gross Domestic product –GDP در بر گیرنده مجموع ارزش کالاها و خدمات نهایی است که در طی یک دوره معین، معمولاً یک سال، در یک کشور تولید می‌شود.

در تولید ناخالص داخلی، مصرف خانگی، مصرف دولتی، سرمایه گذاری و واردات و صادرات با هم جمع می شوند.

در تولید ناخالص ملی، درآمد و تولیدات افراد خارج از کشور محاسبه شده و درآمد افراد خارجی مقیم کشور فعلی نیز از آن کم می شود و با تولید ناخالص داخلی جمع می شود.

در این بحث می خواهیم در مورد تورم و مفهوم آن بیشتر آشنا شویم. همه ما کم و بیش با معنی لغوی تورم و تا حدودی مفهوم آن آشنا هستیم . با این حال نیاز است تا کمی به صورت علمی و تخصصی با این کلمه آشنا شویم.

تورم (Inflation) از نظر علم اقتصاد یعنی افزایش تولید پول، درآمدهای پولی و افزایش قیمت. در واقع این افزایش قیمت باید به حالت غیر متعارف و غیرمتناسب باشد تا تورم معنی پیدا کند. آن چیزی که امروزه به عنوان تورم می شناسیم در سده نوزدهم میلادی معنا و مفهوم گرفت. تا قبل آن افزایش قیمت و تورم به معنی افزایش حجم اسکناس‌های غیرقابل تبدیل به طلا، بوده است.

بنابراین نرخ تورم یعنی تغییر در یک شاخص قیمت که معمولاً شاخص قیمت مصرف کننده‌است.

آثار و پیامدهای تورم:

در اینجا می خواهیم اثرات تورم در جامعه را بررسی کنیم. تورم پدیده ایست که هم می تواند اثر مثبت و هم اثر منفی در پی داشته باشد. مهم‌ترین اثر تورم، اثر توزیعی است، به نوعی که به نفع گروه‌های پردرآمد و به ضرر گروه‌های فقیر و کم‌درآمد و حقوق‌بگیر می باشد. به این معنی که با افزایش تورم افراد کم درآمد و کسانی که حقوق ثابت دارند، قدرت خریدشان کم شده و دچار ضرر و زیان می شوند، از سوی دیگر کسانی که دارای درآمدهای متغیر هستند، تورم به نفعشان می باشد. در یکی از گزارش‌های مرکز پژوهش‌های مجلس نیز آمده است که تورم هزینه‌های عمومی دولت را افزایش داده و در نتیجه دولت را مجبور به کسب درآمد بیشتر یا استقراض از بانک مرکزی می‌کند که در هر دو حالت ضربات جبران‌ناپذیری را به اقتصاد کشور وارد می‌کند.

تاثیر تورم بر مسائل سیاسی و اجتماعی:

حتما بارها و بارها این جمله که «پایین آوردن قیمت ها و کم کردن نرخ تورم در راس کار ماست» را از روئسای جمهور و یا کسانی که کاندیدای ریاست جمهوری در کشورهای مختلف هستند، شنیده اید. این نشان می دهد که تورم یکی از پیچیده‌ترین، مهم‌ترین و حساس‌ترین مقولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه است و بررسی و تحلیل آن، می‌تواند نقش بسزایی در تحلیل و تبیین مسائل اقتصادی داشته باشد.

تورم از دیدگاه عرضه:

وجود ظرفیت خالی در بخش تولید، باعث افزایش هزینه‌های اضافی شده و در نتیجه موجب افزایش هزینه تمام شده تولیدات صنعتی و معدنی می‌گردد. ضعف‌های ساختاری که منجر به محدودیت عرضه در بخش تولید می‌گردد به شرح زیر است:

•           پایین بودن سهم سرمایه‌گذاری بخش خصوصی

•           ناچیز بودن سرمایه‌گذاری خارجی

•           پایین بودن سهم صادرات در کل صادرات کشور

•           بالا بودن قیمت محصولات صنعتی

تورم از دیدگاه تقاضا:

از جمله دلایل تورم نبود تعادل میان درآمدها و هزینه‌های دولت است. به این صورت که وقتی هزینه‌های دولت از درآمدهای آن در بودجه سالانه بیش‌تر باشد، دولت با کسری بودجه مواجه می‌شود. اگر دولت برای حل مشکل کسری بودجه اقدام به استقراض از بانک مرکزی یا فروش درآمدهای ارزی (مثلاً حاصل از فروش نفت) به بانک مرکزی کند، پایه پولی و به دنبال آن نقدینگی کل در اقتصاد افزایش می‌یابد که این افزایش نقدینگی آثار تورمی به دنبال خواهد داشت. و همین امر باعث عدم تعادل بین تقاضا و عرضه شده و در نتیجه منجر به افزایش سطح عمومی قیمت‌ها گردیده است.

در این مطلب قصد داریم به بررسی تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال بپردازیم.

تحلیل فاندامنتال یا بنیادی:

نکته ای که باید در نظر بگیرید این است که در تحلیل بنیادی، تحلیل گر با استفاده از پارامترهای اقتصادی و تجزیه و تحلیل داده های مالی، می تواند سهام یک شرکت را محاسبه نماید. کارشناسان تحلیل بنیادی براین باورند که ارزشمندی هر چیزی قیمت آن را مشخص می کند. یعنی قیمت در بلند مدت به سوی ارزش ذاتی سوق داده می شود. بنابراین برای محاسبه فروش و یا خرید سهام بر همین اصل اکتفا کرده و زمانی که شکافی را بین ارزش با قیمت روز مشاهده کنند، برای خرید و یا فروش سهام اقدام می کنند. آنها از اطلاعاتی که در داخل صورت های مالی وجود دارد و خودشان آن را مشاهده می کنند جهت ارزشگذاری سهام استفاده کرده و به سرمایه گذاران کمک می کنند.

تعریف تحلیل تکنیکال:

در تحلیل تکنیکال با مشاهده ی قیمت ها و مبادلات روز و تاریخی با استفاده از توابع ریاضی و نمودارها، قیمت آینده سهام را پیش بینی می کنند. کارشناسان تحلیل تکنیکال، با بررسی قیمت های گذشته سهام و روند تاریخی آن، قیمت روز را حدس زده و جهت خرید و یا فروش سهام اظهار نظر می کنند. تحلیل گران تکنیکال با مقاسیه موردهای مشابه قبلی، روند آتی را تشخیص می دهند.

حال پرسشی که مطرح می شود این است که کدام روش موثرتر و کارآمدتر می باشد؟

نمی توان اساس و معیار خاصی را در خصوص برتری هرکدام از این تحلیل ها بکار برد، با توجه به نمونه هایی که از هر کدام از تحلیل های تکنیکال و یا بنیادی وجود دارد، نشان می دهد که هر دو روش دارای موفقیت های چشمگیری بوده اند.

به نوعی با ترکیب این دو روش می توان به نتیجه ی مطلوب و موثری دست یافت بدین گونه که با تحلیل بنیادی می توان میزان ارزشمندی سهام یک شرکت را تشخیص داد و سپس با استفاده از روش تکنیکال زمان خرید و یا فروش آن را پیش بینی کرد.

بدیهی است که در این روش نیز باید توانایی و مهارت کافی در هر دو تحلیل تکنیکال و فاندامنتال را دارا بود.

تراز تجاری در واقع رابطه بین واردات و صادرات کشورها می باشد. تراز تجاری که در بعضی مواقع با نماد NX نمایان می شود در واقع در یک دوره مشخص، تفاوت میان ارزش مالی، واردارت و صادرات را در اقتصاد کشورمشخص می کند. به طور کلی، تراز تجاری رابطه صادرات و واردات کشورها را مشخص می کند. زمانی که صادرات یک کشور بیشتر از واردات باشد این تراز تجاری مثبت و با نام مازاد تجاری مشخص می شود و اگر مقدار واردات بیشتر باشد یعنی مقدار منفی بوده و کسری تجاری ایجاد می شود.

به طور کلی واردات و صادرات یک کشور، در حسابی به نام حساب جاری (Current Account) ثبت می شوند و به مانده این حساب تراز تجاری یا موازنه تجاری گفته می شود.

عوامل و شرایطی که بر روی تراز تجاری تاثیر می گذارد:

1.         هزینه‌های تولید (زمین، نیروی کار، سرمایه وغیره.)

2.         هزینه در دسترس بودن مواد اولیه کالاهای واسطه‌ها و ورودیهای دیگر.

3.         حرکات نرخ ارز در بازه ای مشخص.

4.         مالیات و محدودیت تجارت.

5.         موانع غیر تعرفه‌ای مانند محیط زیست، بهداشت و استانداردهای ایمنی.

6.         در دسترس بودن ارز خارجی کافی برای پرداخت واردات.

7.         میزان کالاهای تولید شده در کشور (تحت تاثیر عرضه.)

قبل از تفسیر و تعریف بازار مشتقه نیاز است که ابزار مشتقه را تعریف نماییم. ابزار مشتقه( Derivative Contract) در مباحث مالی ابزاری است که ساختار پرداخت و ارزش آن از ارزش دارایی پایه و شاخص های مربوطه نشآت می‌گیرد. این ابزار به دارنده آن اختیار یا تعهد خرید و یا فروش یک دارایی معین را می‌دهد و ارزش آن از ارزش دارایی مربوطه مشتق می‌شود.

حال به تعریف بازار مشتقه بپردازیم:

بازار مشتقات (Derivatives Market):نوعی بازار مالی برای مبادله ابزارهای مشتقه، مثل بازار معاملات آتی یا اختیار معامله است، که ارزش آن از ارزش دیگر دارایی ها مثل اوراق بهادار، نرخ بهره، کالای اساسی و شاخص اوراق بهادار مشتق می شود.

در واقع مشتقات در یکی از دو بازار بورس متشکل و بازار فرابورس مبادله می شوند. بازار متشکل، دارای مقررات خاص و بازارهای متمرکزی برای مشتقات استاندارد شده است. بازارهای فرابورس، غیرمتمرکز و دارای مقررات کمتری هستند، که مشتقات با استاندارد پایین، در آنها مورد معامله قرار می‌گیرد.

بازار مشتقه ارزی در واقع نوسانات نرخ ارز را کنترل و مدیریت می کند.

بازار فرابورس: زمانی که بازار سرمایه شرایط ورود به بورس اوراق بهادار را ندارد و یا تمایل دارد که زودتر وارد بازار شود، از طریق بازار فرابورس اقدام می کند. در واقع بازار فرابورس کنترل و هدایت بازار سرمایه را عهده دار است.

امتيازات بازارهای اوراق مشتقه نسبت به بازارنقدی :

1. انجام معامله در آن هزينه كم تری در بازار نقدی دارد.

2.  معاملات سريع تر صورت می گيرد.

3.  برخی از بازارهای مشتقه مي توانند معاملات دلاری بزرگ تری را بدون تاثيرگذاری نامناسب بر قيمت اوراق مشتقه جذب كنند يعنی بازار اوراق مشتقه می تواند نقد شوندگی بيش تری از بازار نقدی داشته باشند.

بازار پول (Money market):

بازار پول همانطور که از نامش مشخص است برای داد و ستد پول و جانشین های مشابه پول است.

بازار پول با ابزارهای مالی کوتاه مدت دارای سه ویژگی زیر می باشد:

•           نقدشوندگی بالا

•           کم بودن ریسک عدم پرداخت

•           ارزش اسمی زیاد

ابزارهای بازار پول شامل اسناد خزانه (اوراق بهادار کوتاه مدت با سه ماه، شش ماه یا یکسال)

پذیرش بانکی (دستور پرداخت مبلغی معین در تاریخی مشخص)

گواهی سپرده (جوانترین و مهمترین)

اوراق تجاری (نوعی اوراق قرضه کوتاه مدت با سررسید ۲۷۰ روز یا کمتر)

در نظر داشته باشید که قرادادهای بازخرید و دلار اروپایی است. از مهمترین نهادهای این بازار می‌توان به بانک مرکزی، واسطه‌های مالی بانکی مانند بانک‌های تجاری و مؤسسات اعتباری غیربانکی، شرکت‌های تجاری، دولت و مؤسسات دولتی، صندوق‌های سرمایه گذاری، کارگزاری‌ها و معامله‌گران و در نهایت سرمایه‌گذاران اشاره نمود.

بازار سرمایه (Capital market):

بازارسرمایه بزرگ‌تر از بازار پولی است و اهمیت بسزایی در جمع آوری و تامین منابع لازم جهت سرمایه‌گذاری واحدهای مختلف تولیدی دارد. بازار سرمایه، به بازارهای مالی جهت خرید و فروش ابزارهای مالی نظیر اوراق قرضه یا اوراق بهادار، با سررسید بیشتر از یک سال و دارایی‌های بدون سررسید، گفته می‌شود.

بازار سرمایه به دو بخش بازار اولیه و بازار ثانویه تقسیم می شود.

بازار اولیه: بازاری است که سهام یک شرکت برای اولین بار در آن شرکت می کند و نتیجه حاصل از این بازار، سرمایه مالی برای آن شرکت لحاظ می شود. چون که سهام در این بازار برای اولین بار به فروشندگان و خریداران عرضه می شود، فروشنده اوراق بهادار در حقیقت همان ناشر اوراق بهادار خواهد بود.

بازار ثانویه: به منظور داد و ستد اوراق منتشره در بازار اولیه و افزایش قابلیت نقدشوندگی آن، تشکیل شده است. در بازار ثانویه طرفین بازار، امکان تجدید نظر در اوراق خریداری شده و یا اضافه و یا کم کردن اوراق و یا خرید اوراق دیگر را دارند.

حتما بارها و بارها در تیتر روزنامه ها یا مقالات مختلف، جملاتی مثل «اونس طلا» گران شد. بهای اونس در تابستان کاهش یافت و ...» به چشمتان خورده است. حال می خواهیم بدانیم اونس طلا چیست و معیار و میزان هر اونس چقدر است.

طلا در بازار بین المللی با واحد اونس معامله می شود، در واقع اونس واحد خرید و فروش طلا است.

در جوامع مختلف اونس های گوناگونی معامله می شود که معمولا اونس تروا از مهمترین و اصلی ترین های اونس محسوب می شود و کاربرد زیادی در فلزات گرانبها دارد.

اونس (Ounce) یکی از واحد های جرم محسوب می شود و با نماد Oz شناخته می شود. در کل برای اندازه‌گیری وزن فلزات گران‌بها مثل، طلا، نقره، پلاتین و پالادیم از اونس بین‌المللی تروا استفاده می‌شود. اما برای اندازه گیری وزن شمش های طلا، سکه های طلا و ... از اونس تروا استفاده می شود.

اونس معمولی در سیستم بین‌المللی اوزان، برابر با یک‌شانزدهم پوند یا ۴۰۰ ارزن است که در سیستم متریک مساوی ۲۸٫۳۴۹۵۲۳۱۲۵ گرم می‌شود. معمولا استفاده از اونس در بریتانیا از سال 2000 غیر رسمی اعلام شد و هم اکنون گاهی استفاده غیر رسمی از آن می شود اما استفاده از اونس در ایالات متحده امریکا بسیار متداول می باشد.

معمولا از اصطلاح «یک اونس طلا» برای طلای یکتکه یا ساچمه با وزن یک اونس تروا و با خلوص ۹۹٫۹۹٪ (24 عیار)استفاد می شود.

ابرای انواع دیگر اونس می توان از ، اونس اسپانیایی معادل ۲۸٫۷۵ گرم، اونس متریک چینی معادل ۵۰ گرم، اونس متریک هلندی معادل ۱۰۰ گرم و اونس ماریا ترزا معادل ۲۸٫۰۶۶۸ گرم می توان نام برد.

امیدواریم که با اونس طلا بیشتر آشنا شده باشید و از مطالب مربوط به آن در سایت سرمایه استفاده لازم را ببرید.

در کل بازار از نظر تاریخی به مکانی گفته می شود که خریداران و فروشندگان برای مبادله کالا یا خدمات به آن مراجعه می‌کنند.

اما از نظر اقتصادی، به مجموعه خریداران و فروشندگانی که به خرید و فروش کالا یا خدمات خاصی مبادرت می‌کنند، بازار می گویند. در کل به مجموعه خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا یا خدمت، بازار می گویند.

بر اساس تعریف دومنیک سالواتوره، بازار مکان و یا موقعیتی است که در آن خریداران و فروشندگان، کالا، خدمات و منابع را خرید و فروش می‌کنند. برای هر کالا، خدمت یا منبع که قابلیت معامله داشته باشد، بازاری وجود دارد. در تعریف سالواتوره هم مشاهده می‌شود که بازار می‌تواند یک محل مادی و فیزیکی یا آنکه موقعیتی برای انجام معامله باشد. مثل بازار سهام، بازار بورس، یا بازار املاک و ....

اگر بخواهیم نگاهی کلی داشته باشیم باید بگوییم که، بازارها از نظر نوع دارایی ها به دارایی های فیزیکی و بازار دارایی های مالی تقسیم می شوند.

همانطور که مشخص و واضح است، بازار دارایی های فیزیکی در واقع بازار عینی و واقعی می باشد که خریداران و فروشندگان به معامله کالاهای فیزیکی می پردازند. (مانند املاک، خودرو و...)

در بازار دارایی های مالی، معامله کنندگاه به خرید و فروش اوراق ضمانت مثل سهام، اوراق قرضه و برخی کالاها مثل (فلزات گرانبها و محصولات کشاورزی) می پردازند. طبقه بندی این نوع بازار نیز بر اساس سررسید تعهدات مالی، نوع ساختار یا برحسب دارایی می باشد. قیمت این نوع بازار ها نیز بر اساس عرضه و تقاضا مشخص می شود.

بازارهای مالی از نظر سررسید تعهدات مالی، به دو گروه عمده بازار پول و بازار سرمایه تقسیم می­شود:

بازار پول (Money market):

بازار پول همانطور که از نامش مشخص است برای داد و ستد پول و جانشین های مشابه پول است.

بازار پول با ابزارهای مالی کوتاه مدت دارای سه ویژگی زیر می باشد:

نقدشوندگی بالا

کم بودن ریسک عدم پرداخت

ارزش اسمی زیاد

ابزارهای بازار پول شامل اسناد خزانه (اوراق بهادار کوتاه مدت با سه ماه، شش ماه یا یکسال)، پذیرش بانکی (دستور پرداخت مبلغی معین در تاریخی مشخص)، گواهی سپرده (جوانترین و مهمترین)، اوراق تجاری (نوعی اوراق قرضه کوتاه مدت با سررسید ۲۷۰ روز یا کمتر)، قرادادهای بازخرید و دلار اروپایی است. از مهمترین نهادهای این بازار می‌توان به بانک مرکزی، واسطه‌های مالی بانکی مانند بانک‌های تجاری و مؤسسات اعتباری غیربانکی، شرکت‌های تجاری، دولت و مؤسسات دولتی، صندوق‌های سرمایه گذاری، کارگزاری‌ها و معامله‌گران و در نهایت سرمایه‌گذاران اشاره نمود.

بازار سرمایه (Capital market):

بازار سرمایه بزرگ‌تر از بازار پولی است و اهمیت بسزایی در جمع آوری و تامین منابع لازم جهت سرمایه‌گذاری واحدهای مختلف تولیدی دارد. بازار سرمایه، به بازارهای مالی جهت خرید و فروش ابزارهای مالی نظیر اوراق قرضه یا اوراق بهادار، با سررسید بیشتر از یک سال و دارایی‌های بدون سررسید، گفته می‌شود.

بازار سرمایه به دو بخش بازار اولیه و بازار ثانویه تقسیم می شود.

بازار اولیه: بازاری است که سهام یک شرکت برای اولین بار در آن شرکت می کند و نتیجه حاصل از این بازار، سرمایه مالی برای ان شرکت لحاظ می شود. چون که سهام در این بازار برای اولین بار به فروشندگان و خریداران عرضه می شود، فروشنده اوراق بهادار در حقیقت همان ناشر اوراق بهادار خواهد بود.

بازار ثانویه: به منظور داد و ستد اوراق منتشره در بازار اولیه و افزایش قابلیت نقدشوندگی آن، تشکیل شده است. در بازار ثانویه طرفین بازار، امکان تجدید نظر در اوراق خریداری شده و یا اضافه و یا کم کردن اوراق و یا خرید اوراق دیگر را دارند.

اگر اهل دنیای اقتصاد و گزارشهای مالی و اقتصادی باشید، حتما با علامت اختصاری PMI یا همان شاخص PMI آشنا شده اید.

PMI از عبارت Purchasing Managers Index گرفته شده و مخفف شده این عبارت است. شاخص PMI توسط دو موسسه مدیریت عرضه (ISP: Institute for supply management) و گروه مارکیت (Markit Group) محاسبه می شود. موسسه مدیریت عرضه ، شاخص PMI را برای ایالات متحده آمریکا محاسبه کرده و گروه مارکیت ، با استفاده از اطلاعات 20000 شرکت خصوصی، این شاخص را برای 30 کشور دنیا آماده و منتشر می کند. هر دو موسسه از روش های خاص خود برای محاسبه شاخص PMI استفاده می کنند. بسیاری از کشورها از این شاخص برای ارائه اطلاعات دقیق به متخصصین و تحلیلگران استفاده می کنند.

حال به مقاسیه این دو موسسه و روش های محاسبه ی آنها می پردازیم:

Markit Group معمولا به صورت ماهیانه آمار و اطلاعات دقیق شرکت های مختلف در بخش های کارخانه ای، ساختمان، خرده فروشی و خدمات، که این اطلاعات شامل موارد متغیر در بخش تولیدات کارخانه ها، سطح قیمت ها، موجودات کارخانه ها و سفارشات مصرف کنندگان می باشد را جمع آوری می کند.

اما در روش ISP، کل سفارشات ثبت شده و سرعت در تحویل هم در نظر گرفته شده و فقط به شرکت های خصوصی بسنده نمی کند و کل بخش های سیستم نایکس (NAICS: North American Industry Classification system )که شامل بخش های زیرساختی، معدن، کشاورزی و .... هست را در نظر می گیرد. در صورتی که این بخش ها در روش Markit Group حائز اهمیت نیستند.

در کل شاخص Pmi یکی از مهمترین شاخص هاست که حتی قبل از بسیاری از شاخص هایی که در بخش دولتی محاسبه می شود، در دسترس قرار می گیرد.

در زیر روش محاسبه شاخص PMIرا برایتان شرح می دهیم:

  • مقدار درصد جوابهایی که بهبود وضعیت را گزارش کرده اند.
  • مقدار درصد جوابهایی که عدم تغییر را گزارش کرده اند.
  • مقدار درصد جوابهایی که افت و زوال را گزارش کرده اند.

تفسیر این سه گزینه بدین شرح است که:

اگر 100% کسانی که تفسیر می کنند، بهبود وضعیت را گزارش دهند، مقدار شاخص PMI برابر 100 می شود.

اگر 100% عدم تغییر را گزارش دهند، میزان شاخص برابر 50 می شود.

اگر 100% افت و زوال را گزارش کنند، مقدار شاخص برابر 0 می شود.

اگر مقدار شاخص برابر 50 یا بالاتر از آن باشد یعنی وضعیت رو به بهبود نسبی قرار دارد و هر چه بالاتر رود وضعیت شاخص بهتر می شود و اگر مقدارشاخص به سمت پایین تر از 50 برود، نشان دهنده ی افت اقتصادی می باشد.

از شاخص تورم یا بهای مصرف کننده (CPI)، برای نشان دادن وضعیت تورم استفاده می شود. تورم زمانی معنی پیدا می کند که اقتصاد در حال رشد باشد. زمانی که شاخصCPI نرخ توم را بیشتر از 2 درصد نشان دهد، بسیاری از بانک های مرکزی، این نرخ تورم را برای سلامت اقتصاد مضر دانسته و تدابیر سرسختی را برای کم کردن این نرخ به کار می برند. بدین ترتیب، شاخص CPIنرخ تورم را مشخص می کند.

تجزیه و تحلیل مخارج مصرف کننده برای خرید خدمات یا کالاها را شاخص (CPI) مشخص می کند. زمانی که مقدار شاخص تورم ماههای مختلف مصرف کننده را تجزیه تحلیل کنیم، تغییراتی که در قدرت خرید مصرف کننده بوجود می آید را می توانیم بررسی کنیم.

بازار ارز و اوراق قرضه

زمانی که نرخ بهره افزایش پیدا کند، موجب نگرانی کسانی می شود که درآمد ثابت دارند، زیرا ارزش اوراق قرضه آنها نسبت به سایر بخش های سرمایه گذاری پایین تر می آید. وقتی که شاخص بهای مصرف کننده افزایش پیدا کند، ممکن است که نرخ بهره نیز بالاتر رود و این یکی از راههای مقابله با تورم می باشد. و این امر می تواند فشار کمتری را به بازار اوراق قرضه وارد آورد.

افزایش نرخ بهره موجب افزایش تقاضا برای ارز می شود. تفسیر این نکته به این صورت است که، زمانی که شاخص بهای مصرف کننده به صورت ماهانه دارای یک روند صعودی باشد، بانک مرکزی جهت محدودکردن هزینه‌ها، نرخ بهره را افزایش می دهد، و با بالا رفتن نرخ بهره، ارز برای سرمایه گذاران جذاب تر می شود، و طبیعتا تقاضای ارز در این شرایط بیشتر از قبل می شود.

گروه ویژه اقدام مالی پول‌شویی(فت اف) در سال ۱۹۸۹ در نشست سران G7 در پاریس برای مبارزه با مشکل رو به رشد پول‌شویی تأسیس شد. این سازمان در زمان ایجاد شامل ۱۶ عضو بوده است. درحال حاضر FATFشامل ۲۹ كشورو دو سازمان بین المللی است و اعضای این اتحادیه شامل كشورهای میباشند كه از مراكز مهم مالی جهان محسوب میشوند. كشورهای عضو FATF عبارتند از: آرژانتین ، استرالیا ، اتریش ، بلژیك ، برزیل ، كانادا، دانمارك ، فنلاند ، فرانسه ، آلمان ، یونان ، هنگ كنگ ، سوییس ، ایسلند ، ایرلند ، ایتالیا، ژاپن ، لوكزامبورگ ، مكزیك ، هلند ، سوئد ، نروژ، پرتقال ، سنگاپور ، اسپانیا ، نیوزلند ، تركیه ، انگلستان ، آمریكا و دو سازمان بین المللی یعنی اتحادیه اروپا و شورای همكاری خلیج فارس. اتحادیه FATF دارای یك دستورالعمل ۴۰ ماده ای است كه كلیه جنبه های مبارزه با پول شویی را دربرمی گیرد. از ابتدای شروع به فعالیت اتحادیه FATF ، مشخص بود كه كشورهای عضو این اتحادیه دارای سیستم های مالی وقانونی متفاوت با یكدیگر میباشند و نمی توانند معیارهای یكسانی داشته باشند و برای مبارزه با پول شویی از رفتاریكسانی پیروی كنند. از سال ۲۰۱۵ میلادی ۳۴ کشور به همراه دو سازمان اتحادیه اروپا و شورای همکاری کشور های عرب خلیج فارس عضو و جزو قلمرو قضایی این سازمان هستند. روزنامه ها و رسانه های اصولگرا، پس از انجام توافق برجام بین ایران و 5+1، دولت ایران را محکوم به فروش اطلاعات بانکی در برابر وعده نسیه کردند. همچنین در بخشی دیگر از انتقادها عنوان کرده اند که ایران با عضویت در FATF به تحریم نهادهای نظامی خود مانند وزارت دفاع، قرارگاه خاتم الانبیا، قرب نوح و...می پردازد. (فت اف) همواره یک لیست سیاه از کشورهایی که مقررات مالی و پولشویی نگران کننده‌ای دارند منتشر می‌کنند. در لیست منتشر شده تا سال 2015 کشورهای ایران و کره شمالی عنوان کشورهای خطرناک شناخته شده‌اند.اما بنا به تعهد ايران به اجراي«برنامه اقدام» در 12 ماه آينده (سال 2016)، اقدامات متقابل عليه ايران براي مدت يك سال به تعليق درآمد. اما اين مسئله همچون ديگر تعاملات در روابط بين الملل به مذاق عده اي در ایران خوش نيامده و آن را برخلاف منافع ملي و كاپيتاليسيوني ديگر قلمداد كرده‌اند.

بازار اوراق بهاداری رسمی و تحت نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار محسوب می شود که به منظور توسعه صدور و مبادله ابزارهای مالی و پوشش خلاء های ناشی از نداشتن دسترسی بخش عمده ای از صاحبان صنایع به بازار سرمایه، تشکیل شده است.

همه ما حتی اگر به صورت تخصصی و فنی با مفهوم بورس آشنا نباشیم اما تا حدودی اخبار بورس و تغییر در روند شاخص سهام و بورس را دیده و شنیده ایم. حال کمی فنی تر و تخصصی تر به این امر می پردازیم.

در کل خود کلمه شاخص از واژه انگلیسی (index) آمده است. کلمه شاخص در واقع عدد یا مقداری است که تغییرات ایجاد شده در یک بازه زمانی در چند متغیر را نشان می دهد.

شاخص بورس در واقع عددی است که روند رشد و تغییرات بازار بورس را نشان می دهد. شاخص های بورس انواع مختلفی دارند که هر کدام وضعیت بازار بورس را از جنبه های مختلف بررسی و تحلیل می کنند. برای محاسبه هر کدام از شاخص ها نیز روش و فرمول خاصی وجود دارد. با استفاده از شاخص های بورس، وضعیت بورس در گذشته، حال و آینده بررسی و تحلیل می شود.

شاخص کل بورس چیست؟

شاخص کل بورس، همان شاخصی است که معمولا در اخبار و رسانه ها و هرجا که صحبت از بورس شود از آن سخن به میان می آید.

این شاخص یکی از مهمترین و پرکاربردترین شاخص ها در بین سرمایه گذاران و فعالان بورس است. شاخص کل، نشان دهنده سطح عمومی قیمت و سود سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس است، به عبارت دیگر تغییرات شاخص کل بیانگر میانگین بازدهی سرمایه گذاران در بورس است. نکته ای که جهت بررسی شاخص کل باید در نظر گرفت این است که چیزی که بیشتر از هر چیزی در محاسبه شاخص اهمیت دارد، میزان تغییرات شاخص است نه مقدار عددی آن. برای مثال اگر شاخص کل بورس در طی ۱سال از عدد 30000 به 40000 برسد (۵۰%رشد کند) نشان دهنده این است که میانگین بازدهی بورس طی این یکسال برابر با ۵۰%بوده است. طبق فرمول محاسبه شاخص کل، هرچه شرکت ها بزرگتر باشند(سرمایه بیشتری داشته باشند) تاثیر بیشتری بر روی شاخص کل خواهند داشت. نام دیگر شاخص کل، شاخص قیمت و بازده نقدی(TEDPIX) است.

شاخص قیمت چیست؟

با توجه به توضیحات بالا، شاید برایتان جالب باشد که شاخص قیمت را نیز بدانید و تفاوت آن با شاخص کل را بررسی کنید.

شاخص قیمت نیز از اصلی ترین شاخص ها حساب می شود و طبق آن، قیمت اصلی سهام همه شرکت های پذیرفته شده در بورس محاسبه می شود. طبق این تعریف اگر شاخص قیمت بورس در ۱سال ۲۰درصد رشد داشته باشد به این معنی است که سطح عمومی قیمت ها در بورس در ۱سال گذشته به طور متوسط ۲۰درصد رشد داشته است. تفاوت عمده این شاخص با شاخص کل این است که در شاخص قیمت، فقط قیمت سهام شرکتهای بورسی در فرمول شاخص مورد محاسبه قرار می گیرد.در صورتی که در شاخص کل علاوه بر قیمت،سود پرداختی سالیانه شرکتها هم در محاسبه شاخص لحاظ می شد.در این شاخص نیز مثل شاخص کل ، وزن شرکت ها در تاثیر آنها بر شاخص اهمیت دارد.یعنی هرچه شرکت بزرگ تر باشد(سرمایه آن بیشتر باشد) تاثیر آن بر شاخص قیمت بیشتر است.

این نکته را در نظر داشته باشید که شاخص وضعیت کلی بورس را مشخص می کند و مثبت یا منفی بودن شاخص لزوما به معنی مثبت یا منفی بودن کل بورس نیست.

 

بازار بورس مکانی است که درآن سهام شرکتهای گوناگون تولیدی خدماتی و سرمایه گذاری داد و ستد می شود. مردم به بازاربورس بازارسهام هم می گویند. اما نام رسمی و قانونی آن "بورس اوراق بهادار" می باشد." که منظوراز اوراق بهادار همان برگه های سهام شرکتهاست. به مکانی که در آن عمل داد و ستد انجام می گیرد "تالار معاملات بورس "گفته می شود.

فاينانس (تسهيلات بلند مدت مالي):
فاينانس براي وامهاي بلند مدت به کار مي رود،در خريد ماشين آلات و تجهيزات به منظور راه اندازي کارخانه يا سد و غيره که نياز مالي به مبالغ قابل توجه وجود دارد،از فاينانس استفاده ميشود. بدين ترتيب که يک فروشنده خارجي از طريق يک بانک ،(يا يکي از شرکتهاي وابسته و موسسات مالي خود که فعاليت بانکي دارد)تامين مالي مي نمايد.خريدار بايد به هنگام گشايش اعتبار اسنادي طبق مقررات بانک مرکزي بين 15% تا 20% وجه فاکتور فروش را نقدآ بپردازد و بقيه 80% بدهي تامين مالي را بپذيرد .ذکر اين نکته ضروري است که فاينانس همان وام فروشنده است که در سالهاي قبل از 1357 نيز در ايران براي عمليات سد سازي و نيروگاه سازي استفاده مي گرديد.در اين معاملات ابتدا خريدار با همکاري فروشنده خارجي با يک بانک تامين کننده منابع مالي شرايط استقراض از طريق فاينانس را تعيين مي کنند،سپس مجوز قانوني گشايش اعتبار اسنادي از طريق از طريق فاينانس را دريافت مي دارد(در اکثر موارد بانک خارجي يک تضمين از بانک مرکزي يا سيستم بانکي ميخواهد) و خريدار ايراني تضمين کافي نزد بانک ايراني در مقابل کل مبلغ ارائه مي دهد.
سپس اعتبار اسنادي مي يابد.عمليات ثبت حسابداري همانند روش اعتبار اسنادي است. بدين ترتيب که عمليات دريافت پروفرما،ثبت سفارش و برداشت مبالغ اوليه اعتبار اسنادي طبق روال معمول انجام مي گيرد.در مورد ثبت قيمت کالا يعني مبلغ فاکتور فروش،ابتدا معادل 15% تا 20% آن از طريق واريز نقدي اعتبار اسنادي انجام مي گيرد(همانند پيش پرداخت اوليه)و 80%بقيه به صورت تعهد يا بدهي بوده که از يک طرف جزء بهاي تمام شده اعتبار ثبت مي شود و از طرف ديگر به عنوان بدهي جزء اقلام بدهي ترازنامه ثبت مي شود(همانند برات اسنادي).اعلاميه بدهکار بهره فاينانس هر ساله دريافت و در حسابها ثبت مي شود.و يا اينکه کل مبلغ بهره فاينانس در ابتدا محاسبه و در حساب پيش پرداخت بهره از يک طرف و اقلام بدهي از طرف ديگر ثبت مي گردد.نکات حائز اهميت در مورد فاينانس به شرح زير است:
1- طبق اصول حسابداري،بهره فاينانس تا مادامي که دارايي خريداري شده به بهره برداري نرسد،جزء قيمت تمام شده پروزه در جريان ثبت مي شود و از تاريخ شروع بهره برداري از دارايي مربوطه اين هزينه جزء هزينه هاي جاري در حساب سود و زيان سالانه لحاظ مي گردد.
2- بهره فاينانس و يوزانس،درآمد بانک يا موسسه خارجي از طريق بکارگيري منابع مالي در ايران است که طبق مقرارت بند 5 ماده 1 و بند ج ماده 107 و ماده 145 (ق.م)مشمول ماليات است.در قانون ماليات سال 1345 اين موضوع و شمول آن به ماليات در ايران در ماده 113 لحاظ بود و مضافا در ماده 11 قانون اجتناب از ماليات مضاعف با دولت آلمان سال 1349 و دولت فرانسه (سال 1351) و همچنين در قانون اجتناب از ماليات مضاعف با ساير کشورها (سال 1379)اين بهره تحت عنوان بهره يا هزينه مالي مشمول ماليات است.

يوزانس
يوزانس در اعتبار اسنادي يوزانس خريدار کالا يا خدمات مبلغ پرادختي را به صورت نسيه به فروشنده کالا پرداخت مينمايد هنگامي که فروشنده کالا (ذينفع اعتبار اسنادي) نسبت به حمل کالا اقدام و اسناد را بدون مغايرت به بانک ذيربط ارائه مينمايد از تاريخ ارائه سند و پس از خاتمه يوزانس مبلغ کالاي خودرا از بانک مربوطه اخذ خواهد نمود. در اعتبار اسنادي يوزانس اصل مبلغ کالا را فروشنده توافق مينمايد در موعد خاصي بعد از تحويل کالا دريافت نمايد فروشنده مبلغي به عنوان بهره که مورد تائيد خريدار ميباشد به قيمت کالاي خود اضافه مينمايد و اصل و فرع مبلغ کالاي فروخته شده را هنگام سررسيد مطالبه مينمايد اعتبار اسنادي نسيه يا مدت دار(يوزانس): Usance L/C اعتباري است که وجه اعتبار بلافاصله پس ز اايه اسناد از سوي ذينفع ، پرداخت نميشود بلکه پرداخت وجه آن، بعد از مدت تعيين شده صورت ميگيرد.در واقع فروشنده به خريدار مهلت ميدهد که بهاي کالا را پس از دريافت و فروش آن بپردازد. معامله يوزانس معمولا در کشورهايي انجام ميگيرد که کمبود ارز دارند. اينکوترمز ( هدف و قلمرو ): هدف از اينكوترمز ارائه مجموعه‌ اي از مقررات بين المللي براي تفسير متداولترين اصطلاحات مورد استفاده در تجارت خارجي است. و بدين ترتيب از چندگانگي تفسير اين اصطلاحات در كشورهاي مختلف پرهيز مي شود يا حداقل تا ميزان ملاحضه ‌اي كاهش مي‌يابد. اغلب طرفين قرارداد از روشهاي تجاري مختلف كشور مقابل بي اطلاع هستند. اين موضوع مي‌تواند موجب سوء تفاهم اختلاف و دعوي حقوقي و اتلاف وقت و پول ناشي از آنها شود. و به منظور رفع چنين مشكلاتي اتاق بازرگاني بين المللي اولين بار در سال 1936 مجموعه‌اي از مقررات بين المللي را براي تفسير اصطلاحات تجاري منتشر كرد كه به «اينكوترمز 1936» موسوم شد. بعداً در سالهاي 1953، 1967، 1976، 1980، 1990 و اكنون در سال 2000 به منظور انطباق با روشهاي معمول تجارت بين المللي جاري اصلاحات و اضافاتي در آن صورت گرفته است. تاكيد مي‌شود كه قلمرو اينكوترمز به موضوعاتي كه مربوط به حقوق و وظايف طرفين قرار داد فروش با توجه به تحويل كالاي فروخته شده محدود مي‌گردد. گشايش اعتبار اسنادي با استفاده از تسهيلات اعتباري خارجي ( فاينانس ). استفاده از خطوط اعتباري کوتاه مدت بين بانکي حداکثر يکساله براي واردکنندگان( ريفاينانس ). در اعتبارات بصورت فاينانس و ريفاينانس فروشنده با ارائه اسناد و مدارک حمل کالا مبلغ معامله را بطور کامل اخذ مينمايد تنها خريدار است که از تسهيلات مذکور استفاده ميکند.

فانیانس: به تأمین منابع مالی موردنیاز اجرای پروژه‌ها و خرید تجهیزات طرح‌های تولیدی (سرمایه‌ای) و هم‌چنین خدمات فنی و مهندسی پروژه‌ها با استفاده از تسهیلات اعتباری خارجی میان‌مدت و وفق قراردادهای مالی منعقده با اعتباردهندگان خارجی اطلاق می شود.

در حقیقت فاینانس به معنی تأمین منابع مالی طرح‌های تولیدی توسط مؤسسات مالی نظیر بانک‌هاست که علی‌الاصول بازپرداخت آن‌ها به اعتباردهنده توسط شرکت‌های بیمه اعتبار صادرات تضمین و تأمین‌شده است. این روش که نوعی اعتبار خرید محسوب می‌شود، در قالب اعتبارات میان‌مدت است که بانک‌های اعتباردهنده به خریداران اعتبار اعطاء می‌کند

ریفاینانس:استفاده از تسهیلات کوتاه‌مدت بین‌بانکی (معمولاً یک‌ساله) را ریفاینانس می‌گویند. نوعی گشایش اعتبار اسنادی است که فروشنده/ذینفع در زمان معامله اسناد طبق شرایط اعتبار وجه اسناد را به‌صورت نقد از بانک کارگزار دریافت می‌کند و خریدار با توجه به قرارداد منعقده با بانک در زمان تعیین‌شده در قرارداد اقدام به پرداخت وجه اسناد می‌کند.

حداکثر مهلت خریدار برای پرداخت وجه اسناد یک سال است. کلیه واردکنندگان کالا و خدمات می‌توانند اقدام به گشایش اعتبارات اسنادی با استفاده از خطوط اعتباری بین‌بانکی کنند. واردکننده ایرانی می‌تواند نسبت به خرید کالا به‌صورت مدت‌دار اقدام کند و وجه کالای وارداتی را به‌صورت اقساطی پرداخت کند. درحالی‌که فروشنده، وجه کالای خود را به‌صورت نقدی در زمان ارائه اسناد حمل دریافت می‌کند.

یوزانس:نوعی از اعتبارات اسنادی است که در آن فروشنده ی کالا به خریدار مهلتی می دهد تا بتواند در این فاصله وجه اعتبار را بپردازد. بر پایه این گزارش در مواردی که فروشنده حاضر به قبول معامله یوزانس نمی گردد غالبا یک موسسه مالی یا بانک‌های تجاری ثالثی وارد جریان داد و ستد شده و وجه اعتبار را به فروشنده می پردازند تا در سر رسید بهره و اصل یوزانس را از خریدار اخذ نمایند. ین گزارش می افزاید:معمولا یوزانس به صورت اعتبار اسنادی غیر قابل برگشت تایید شده، صادر می شود تا تضمینی برای فروشنده کالا وجود داشته باشد. آنچه سبب می شود فروشندگان به گشایش اعتبارات یوزانس رغبت یابند تعهد پرداخت وجهی است که بانک گشاینده اعتبار در سررسید اعتبار بر عهده می گیرد. این میان تایید یک بانک دیگر هم ممکن است به تایید بانک گشاینده افزوده شود.

در این بحث به تعریف و یا مفهوم نرخ بهره ی بین بانکی که به اصطلاح به آن «لیبورLIBOR » می گویند می پردازیم. کلمه LIBOR از London Inter Bank Offered Rate گرفته شده است. یکی از مفاهیم پایه ای در تحلیل بازار پول، تحلیل نرخ های بهره لایبور می باشد و از آنجایی که نرخهای بهره در بازار پول بسیارعکس العمل نشان می دهد، بررسی نرخ های لایبور می تواند نتایج بسیار خوبی در تحلیل اصولی بازار ارز داشته باشد

در واقع نرخ لیبور یا نرخ بهره بین بانکی، میانگین مقدار بهره ای است که بانک ها به صورت کوتاه مدت به یکدیگر وام می دهند.

نرخ بهره بین بانکی در ابتدا توسط بانک های اصلی لندن تعیین می شد اما امروزه انحصارا مربوط به بانک های انگلیس نمی باشد. با اینکه درکلمه اول این نرخ بهره نام لندن آمده است اما لزوما مربوط به لندن و بانک مرکزی این شهر نمی باشد، و این بانک ها می توانند چندین بانک از چندین کشور مختلف باشند.

حال بپردازیم به تعریف نرخ بهره بین بانکی:

در نظام وام‌دهی متقابل بین‌بانکی، زمانی که بانکی در یک دوره مالی کوتاه مدت، دچارکسری موقت نقدینگی می شود، برای تامین جریان مالی خود، به ناچار از بانکی که دارای مازاد نقدینگی است وام کوتاه‌مدت دریافت می‌کند و به این ترتیب، لزومی ندارد تا مبالغ زیادی پول نقد را بدون استفاده نگهداری کند. نرخی که بانک وام‌دهنده از بانک وام‌گیرنده مطالبه می‌کند، منعکس‌کننده ارزیابی وام‌دهنده از اعتبار و توانایی مالی بانک وام‌گیرنده است.

برای محاسبه لیبور، از هر یک از بانک‌های اصلی خواسته می‌شود تا هر روز، نرخی را که بانک‌های دیگر برای وام دهی به آن مطالبه می‌کنند، و نرخی که همین بانک برای وام‌دهی به بانک‌های دیگر در نظر می‌گیرد را در اختیار یک مرکز مشخص قرار دهد. متوسط این نرخ‌ها، نرخ لیبور را تشکیل می‌دهد.

مرجع تعیین کننده نرخ بهره لایبور مانند نرخ بهره فدرال یا نرخ تنزیلنیست که توسط بانک مرکزی تعیین شود، این نرخ توسط هیچ کس به تنهایی تعیین نمی شود بلکه میانگینی است از نرخ های بهره میان بانکی که توسط موسسه

The British Bankers Association(BBA) هر روز ساعت ۱۱ صبح انتشار می یابد.

قرارداد آتی یعنی اینکه کالا یا خدمتی را سفارش دهیم، اما در آینده نسبت به پرداخت و یا تحویل آن اقدام نماییم. در این نوع قرارداد دو طرف متعهد به تحویل کالا و پرداخت وجه آن در تاریخ مشخصی در آینده هستند وبرای تضمین انجام تعهد باید خریدار و فروشنده هر کدام مبلغی را نزد شخص امینی (بورس کالا) قرار دهند.

این قرارداد کاملا دو طرفه است و حتی بدون در اختیار داشتن کالا، می توانیم آن را در آینده بفروش برسانیم. این نوع معامله برای کسانی که قصد ریسک کمتری دارند مثل (کشاورزان و یا تولید کنندگان مواد غذایی) بسیار مناسب است.

در کل قرارداد آتی قراردادی است كه فروشنده بر اساس آن متعهد می شود در سررسيد معين، مقدار معينی از كالای مشخص را به قيمتی كه اکنون تعيين می كنند، بفروشد و در مقابل طرف ديگر قرارداد متعهد می شود آن كالا را با آن مشخصات، خريداری كند. در این قراردادها، برای جلوگيری از امتناع طرفين از انجام قرارداد، طرفين به صورت شرط ضمن عقد متعهد می شوند مبلغی را به عنوان وجه تضمين نزد اتاق پاياپای بگذارند و متعهد می شوند متناسب با تغيیرات قيمت آتی، وجه تضمين را تعديل كنند و اتاق پاياپای بورس کالا از طرف آنان وكالت دارد متناسب با تغييرات، بخشی از وجه تضمين هر يک از طرفين را به عنوان اباحه تصرف در اختيار طرف دیگر معامله قرار دهد و او حق استفاده از آن را خواهد داشت تا در سر رسيد با هم تسويه كنند.

قرارداد آتی دارای ویژگی های زیر می باشد:

•           سررسید قرارداد معین است.

•           نوع دارایی پایه قرارداد، معین است.

•           مقدار دارایی پایه تعهد شده در قرارداد، معین است.

•           قیمت دارایی پایه تعهد شده، معین است.

•           هر دو طرف قرارداد، الزامات سپرده دارند.

•           رویه تسویه حساب روزانه بر قراردادها حاکم است.

قراردادهای آتی دارای مزیت هایی می باشد که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

•           امکان پوشش ریسک (hedging) با هزینه کم: hedging این امکان را به سرمایه‌گذار می‌دهد تا با ورود به دو بازار که افت و خیز قیمت‌ها در آن اغلب در جهت عکس یکدیگر است، ریسک خود را کاهش دهد.

•           امکان سود آوری در بازار نزولی (short sell) : مزیت short sell امکان فروش دارایی بدون در اختیار داشتن آن در بازارهایی که انتظار کاهش قیمت در آن وجود داشته و خرید در قیمت پایین‌تری انجام می‌گیرد.

•           امکان ورود در بازارهای بزرگتر با سرمایه کم : (leverage) این مزیت موجب می‌شود تا سرمایه‌گذار بتواند با اندکی سرمایه دارایی زیادی را تحت کنترل گرفته و با پرداخت مبلغ ناچیزی از کل ارزش یک کالا، وارد قرار داد آتی شود.

•           آربیتراژ (Arbitrage): فرصت دستیابی به سود بدون ریسک، از طریق ورود همزمان در دو یا چند بازار را دراختیار سرمایه‌گذار می‌گذارد.

اوراق قرضه:

بنابر تعریف قانونی، ورق قرضه شامل برگه ای قابل معامله می باشد که طبق آن وام ی را با بهره ی معین مشخص می کند که در زمانی تعیین شده، کل یا بخشی از آن باید تسویه و مسترد شود. این تعریف طبق ماده ۵۲ قانون تجارت اوراق قرضه، بیان شده است. طبق ماده ۲ قانون تأسیس بورس اوراق بهادار که در سال ۱۳۴۵ تصویب شده، به غیر از شرکت های سهامی (عام)، شهرداری‌ها، مؤسسات وابسته به دولت و خزانه‌داری کل نیز می توانند، طبق قوانین و مقررارت، اقدام به صدور اوراق قرضه نمایند.

بنابراین اوراق قرضه در واقع سندی است که طبق آن، شرکت انتشار دهنده تعهد می دهد که، مبلغ مشخصی را به عنوان بهره سالانه به صاحب اوراق پرداخت نماید و در زمان مشخصی نیز کل مبلغ را تسویه نماید. در این میان مالک اوراق به عنوان بستانکار مشخص می شود و می تواند اصل و بهره اوراق را دریافت نماید، اما هیچگونه مالکیتی در شرکت و اداره امور ندارد.

سررسید اوراق قرضه به سه دسته زمانی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تقسیم می شوند. اوراق کوتاه مدت از یک تا پنج سال، میان مدت از پنج تا ده سال و بلند مدت، بیش از ده سال می باشد. و این بهره ها توسط بانکی که نمایندگی صدور اوراق را دارد، پرداخت می شود.

صدور اوراق قرضه طبق شرایط زیر امکان پذیر است: 1-نوع شرکت باید شرکت سهامی عام باشد، شرکت‌های سهامی خاص امکان صدور اوراق قرضه را ندارند.
2-از تاریخ ثبت شرکت باید دو سال گذشته باشد.
3-اجازه انتشار و صدور اوراق قرضه باید در اساسنامه شرکت قید شده باشد. در صورت عدم تصریح این موضوع در اساسنامه، بنا به پیشنهاد هیئت مدیره و اجازه و تصویب مجمع عمومی فوق العاده و اصلاح اساسنامه می‌توان به صدور اوراق قرضه اقدام کرد.
4-شرکت زمانی می‌تواند نسبت به صدور اوراق قرضه اقدام کند که تمام سرمایه ثبت‌شده شرکت، توسط صاحبان سهام پرداخت شده باشد.
5-حداقل در دو نوبت ترازنامه و حساب سود و زیان شرکت توسط مجمع عمومی صاحبان سهام به تصویب رسیده باشد.

شاید بسیاری از ما تفاوت شرکت سهامی عام و خاص را ندانیم، با توجه به بند یک شرایط صدور اوراق قرضه که صحبت از شرکت سهامی عام به میان آمد، لازم دانستیم این دو مورد را برایتان شرح دهیم.

شرکت سهامی عام:

معمولا شرکت هایی که موسسین آنها قسمتی از سرمایه شرکت را از طریق فروش سهام به عموم مردم بدست می آورند را شرکت سهامی عام می نامند. به عبارت دیگر شرکت هایی که بیش از 51% سهام آنها در دست عموم مردم باشد را سهامی عام می نامند و فقط این شرکت ها در بازار بورس پذیرفته می شوند.

شرکت سهامی خاص:

شرکت هایی که در زمان تاسیس آنها، تمام سرمایه شان توسط موسسین تامین می گردد را شرکت سهامی خاص می گویند و تعداد محدودی از افراد دارای سهام شرکت سهامی خاص هستند. بدیهی است که سهام این شرکت ها در دست عموم مردم نخواهد بود.

اوراق بهادار:

اوراق بهادار(Securities)، نوعی ابزار مالی است که قابل داد و ستد و دارای ارزش مالی بوده که یا موقعیت مالکیت فرد را در شرکت هایی که به‌صورت عمومی در(بورس) معامله می‌شوند،(سهام) نشان می‌دهد، یا نشان‌دهنده نوعی رابطه طلب کاری از یک نهاد دولتی یا شرکت است (اوراق مشارکت) یا نماینده حقوق مالکیتی است که به‌صورت(اختیار خرید)یا فروش نمایش داده می‌شود. درواقع اوراق بـهادار از هر نوع (سهام، اوراق قرضه و مشارکت یا اختیار معامله) که باشد، نوعی ارزش مالی را به نمایش می‌گذارد. به شرکت و یا جایی که این اوراق را صادر می کند منتشر کننده می گویند. واجد شرایط بودن صدور اوراق بهادار، بوسیله قوانین کشور مشخص می شود. گاهی اوراق بهادار به صورت گواهی صادر می شود و گاهی هم هیچ گواهی برای این اوراق صادر نمی شود وبه صورت الکترونیکی ثبت می شوند. اگر گواهی در وجه حامل باشد، حمل کننده آن، دارای حقوق برگه بهادار می شود. اگر گواهی با نام باشد، به این معنی است که تنها شخصی که اوراق به نام اوست، صاحب حقوق می باشد. مواردی که اوراق بهادار شاملش می شود عبارتند از: سهام شرکت ها یا سهام صندوق های سرمایه گذاری مشترک، اوراق قرضه ای که توسط شرکت ها منتشر می شود، سهام با اختیار معامله و یا هر نوع اختیار جهت معامله ای دیگر، واحدهای شراکت محدود و انواع مختلفی از ابزارهای رسمی سرمایه گذاری، که قابل معامله و تعویض باشند.

انواع مختلف اوراق بهادار به شرح زیر است:

سهام عادی : سهام عادى نوع دارایى مالى است که نشان‌دهنده مالکيت در يک شرکت است.

سهام ممتاز : سهام ممتاز نوعی اوراق بهادار است كه دارنده آن نسبت به درآمدها و دارايی‌های شركت، حق محدود و معينی دارد.

حق تقدم : صاحبان سهام عادی علاوه بر دریافت سود سهام و حق رأی دادن، حق‌تقدم خرید سهام را نیز دارند.

سهام جایزه : زمانی که شرکت از ذخایر آزاد فراوانی برخوردار است، ممکن است بخشی از ذخایر خود را از راه انتشار سهام جایزه، در وجه سهامداران کنونی خود و به نسبت سهامی که در اختیار دارند، به سرمایه تبدیل کند.

اوراق مشاركت : اوراق بهادار با نام يا بی‌نامی است كه به موجب قانون نحوه انتشار اوراق مشاركت با مجوز قانون خاص يا مجوز بانك مركزی، برای تأمين بخشی از منابع مالی مورد نياز جهت ايجاد، تكميل و توسعه طرح‌های سودآور توليدی، ساختمانی و خدماتی شامل منابع مالی لازم برای تهيه مواد اوليه مورد نياز واحدهای توليدی توسط دولت، شركت‌های دولتی، شهرداری ها و مؤسسات و نهادهای عمومی غيردولتی و مؤسسات عام‌المنفعه و شركت‌های وابسته به دستگاه‌های مذكور، شركت‌های سهامی عام و خاص و شركت‌های تعاونی منتشر می‌شود و به سرمايه‌گذارانی كه قصد مشاركت در اجرای طرح‌های ياد شده را دارند از طريق عرضه عمومی واگذار می گردد.

مشتقات (Derivatives): ابزار مشتقه، اوراق بهاداری هستند كه به خودی خود ارزش ذاتی ندارند و ارزش آن ها براساس دارایی اصلی دیگری تعیین می شود.

اختیار معامله(Option): اختیار معامله نوعی اوراق بهادار است كه در بازار بورس ایران وجود ندارد.

قرارداد آتی(Future) : قرارداد آتی (futures contract) نوعی ابزار مشتقه است که قابلیت خرید و فروش در بازارهای مالی را دارد.

صكوك : اصطلاح صکوک برگرفته از واژه عربی صک به معنای چک، نوشته بدهکار، سفته و قبض بدهی است و به طور معمول، به عنوان اوراق قرضه اسلامی تعریف می‌شود.

می توان گفت که انتشار اوراق قرضه با هدف مالی صورت می گیرد و شرکت ها برای تامین منابع مالی خود مجبور به قرض یا گرفتن اوراق قرضه می شوند. در اوراق بهادار یا اوراق مشارکت، که تامین منابع مالی طرح های عمرانی و ساختمانی و مانند آن مورد توجه است دولت ها گوشه چشمی هم به کنترل تورم و وضعیت اقتصادی کشور نیز دارند.

بالا